تبليغاتX
تشنه تر از کویر

تشنه تر از کویر

دل سنگ آب شد...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:46  توسط نسیم و فائزه  | 

نگاه دار دلی را که برده ای به نگاهی...

ای بهترین عاشقی که خداوند آفریده، ای سپید ترین شعری که درباره ی صبح آفریده شده ای ، ای سرخ ترین معنای فلق ای لب تشنه تر از کویر، کاش می توانستم همه ی رودها و دریاها را در کاسه ای بریزم و به تو تقدیم کنم هنوز هیچ کس نتوانسته مثل تو عشق را معنا کند

 

یا حسین

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:45  توسط نسیم و فائزه  | 

از باغ دل زینب(س)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:44  توسط نسیم و فائزه  | 

ای سالار شهیدان

ای سالار شهیدان اگر همه ی دهان ها همت کنند نمی توانند و همه حنجره ها پنجره های ذوقشان را به سمت تو بگشایند نمی توانند تو را  بسرایند و اگر همه ی مدادها دست به دست هم دهند تو را نمی توانند وصف کنند ای خوشبو تر از پیراهن یوسف ای دلنشین تر از نگاه لیلی ای خواستنی تر از عشق ای ماندنی تر از خاطره  ای سالار شهیدان

 

 

یا حسین

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:43  توسط نسیم و فائزه  | 

یا حسین...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:38  توسط نسیم و فائزه  | 

به دیدار عشق برو

 تو از خاک نیستی این را همه ی ابرها می دانند و بادها عمریست که نام تو را به دشت ها می گویند تو آمیزه ای از باران بهارین و یاسی نه تو یک دنیا عشقی نه چه بگویم تو در ظرف این کلمات نمی گنجی. حرف هایم در برابر بزرگی تو آشفته می مانند دوست دارم ای بهترین و زیباترین معنای عاشقی، غزلی در وصف تو بگویم که حافظ به آن رشک ببرد ای سالار شهیدان ای لب تشنه تر از کویر 

 

یا حسین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:36  توسط نسیم و فائزه  | 

صدایم رو بشنو...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:36  توسط نسیم و فائزه  | 

در ستایش عشق...

از تو گفتن کاریست بس دشوار ای دوست داشتنی تر از بهار ای راز الود تر از سرنوشت اگر نفس سبز تو  نبود چه کسی می توانست عاشقانه هایش را بر پیراهن سبز اسمان بنویسد ،ای سالار شهیدان اگر تو نبودی هیچ کس شاعر نمی شد اگر عشق تو نبود بهانه ای برای دیدن فردا نداشتیم باورم نمی شود که تو از خاک باشی تو را از دریا و گندم بوسه و شبنم صبح و عشق افریده اند باورم نمی شود که خورشید بدون نگاهت این همه گرمو درخشان باشد وقتی تو نباشی همه ی درختان تاریک می شوند .و چراغها حرفی برای گفتن ندارند  

 

یا حسین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:34  توسط نسیم و فائزه  | 

تسبیح بود و پاره شد و دانه دانه شد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:33  توسط نسیم و فائزه  | 

زلال ترین آیینه ی هستی...

از چیز های بی ارزش روز گار فاصله میگیرم و به عشق  نزدیک میشوم   کمی به درختان فکر می کنم و به شاخه هایی که بانام تو پرنده می شوند و به پرنده هایی که گا ه بالاتر از اسمان پرواز می کنند من به یاد تو می افتم که روزی اینه ای به من دادی و گفتی دلت را با این اینه اشتی بده باور کن ای لب تشنه تر از کویر دلم می خواهد تا صبح قیامت روب روی تو بنشیند و با تو حرف بزنم حرف هایی تازه تر ازبهار حرف هایی از جنس دلهای بی قرار حر ف هایی که هیچ پنجره ای ندیده باشد ای سالار شهیدان ایا کسی در اسمان ها مرا می شناسد ؟ ایا می توانم همراه تو در باغ فرشتگان قدم بزنم ؟ایا اجازه دارم هروقت که بخواهم در وصف تو شعر بگویم ؟ ای زلال ترین اینه ی هستی  می خواهم خودم را از جذرو مد روزگار رها کنم و به ساحل ارامش تو برسم

 

یا حسین

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:31  توسط نسیم و فائزه  | 

معشوق کوچک

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:29  توسط نسیم و فائزه  | 

عاشقانه...

اي ماه خدا! در تقويم دل ما خاطره هيچ ماهي به سرخي تو نيست! سلام خدا بر تو و بر ستارگاني که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشيد فروزاني که در خود جاي داده اي!

اي ماه خون! بار ديگر از راه ميرسي و با نسيم گرم کربلايي، قصه آلاله هاي سرخ را به گوش جان مي رساني. دوباره سکوت تاريخ را درهم مي شکني و بغض ناله را از تنگناي حنجره ها آزاد مي کني. بانگ چاووش کاروانت به گوش مي رسد و شيدائيان را دوباره به مهماني شور و حماسه فرا مي خواند و جان عشاق را از جام گريه سرمست مي کند.

و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازين سال هجري قمري!

محرم راز دل بلاجويان و حرم مصفاي اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولايت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقايق شيدايي و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و ناداني است.

محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردي، ماه ظلم ستيزي و مبارزه با تبعيض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهي از منکر و جميع منکرات است.

و سلام بر حسين! سالار شهيدان، سيد اولياء و شقايق سرخ روئيده در نينوا

و سلام بر حسين! نور ديده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحيد، عطيه بزرگ سرمدي و راهنماي راه رشد و شرف و فضيلت و هدف.

سلام بر حسين! که دليري و آزادگي از قامت بلندش روئيد و عشق از نامش حرمت يافت.

سلام بر حسين! سالار همه ناشران عقيده و جهاد و سلام برحسين سرو بلند و آزادي و معرفت که از ذلت بيزار است و عاشق آزادي است.

::التماس دعا::

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:27  توسط نسیم و فائزه  | 

شام عاشقانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:25  توسط نسیم و فائزه  | 

حسین کیست؟

آن حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

            آن چه شمعی است که جان ها همه پروانه ی اوست

 

 

یا حسین 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:24  توسط نسیم و فائزه  | 

ماه"حضرت عباس"

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:23  توسط نسیم و فائزه  | 

پیامبر(س)

یک سینی شقایق بهشتی، ای زینب کبری، ای زبان علی در کام! ای پیامبر انقلاب حسین. ای که مردانگی در رکاب تو جوانمردی آموخت! ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قداره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ میرسانی.ای دختر علی،تو که قافله سالار کاروان اسیرانی،ما را نیز در پی این قافله با خود ببر...

 

یا زینب

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:22  توسط نسیم و فائزه  | 

بدون شرح...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:20  توسط نسیم و فائزه  | 

زلال ترین اینه ی هستی...

از چیز های بی ارزش روز گار فاصله میگیرم و به عشق  نزدیک میشوم   کمی به درختان فکر می کنم و به شاخه هایی که بانام تو پرنده می شوند و به پرنده هایی که گا ه بالاتر از اسمان پرواز می کنند من به یاد تو می افتم که روزی اینه ای به من دادی و گفتی دلت را با این اینه اشتی بده باور کن ای لب تشنه تر از کویر دلم می خواهد تا صبح قیامت روب روی تو بنشیند و با تو حرف بزنم حرف هایی تازه تر ازبهار حرف هایی از جنس دلهای بی قرار حر ف هایی که هیچ پنجره ای ندیده باشد ای سالار شهیدان ایا کسی در اسمان ها مرا می شناسد ؟ ایا می توانم همراه تو در باغ فرشتگان قدم بزنم ؟ایا اجازه دارم هروقت که بخواهم در وصف تو شعر بگویم ؟ ای زلال ترین اینه ی هستی  می خواهم خودم را از جذرو مد روزگار رها کنم و به ساحل ارامش تو برسم

 

یا حسین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 22:2  توسط نسیم و فائزه  |